حال دلم...

دلم غمگین غمگین است

 


در این کومه

 


در این زندان

 


در این غوغای خاموشی

در این جشن فراموشی

 


در این دنیای بی مهر و کم آغوشی

 


دلم ترسیده و تنگ است

 


دلم ترسیده از آه پر از درد پدرهامان

 


و از چشم پر از اشک تمام مادر ها

 


دلم آشوب آشوب است

 


دلم سرد و تنم بی روح بی روح است

 


نمی خواهم، نمی خواهم دگر

 


این زندگانی را و دل را

 


نگاهم خیره بر بالا

 


به دنبال نگاهی ساده می گردد

 


و می بینم، و می بینم هوای گریه دارد آسمان هم پای چشمانم

 


می روم آرام

 


گونه ام خیس است

 


آسمان می بارد امشب بر من و بر گریه هایم سخت...

خدایا من امثال این عیدو نمیخوام

من عیدی ندارم

این عید واسه من روز عذابه

من حال دلم خیلی خرابه.

/ 24 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مصطفی

هـیچ سنجابی بخاطر پوسـت گران قیمــت خود خوشــبخت نشده است .....

مصطفی

بازم دلم تنگه، بازم پریشونم قصه ی تکراری، نیستی و داغونم بازم تو این شبها، دستاتو.کم دارم با خاطراتت من شبهامو بیدارم بغضی که چشمامو ، دوباره تر کرده باز با خودم میگم، ای کاش برگرده ...

مصطفی

نيمكت كهنه باغ خاطرات دورش را در اولين بارش زمستاني از ذهن پاك كرده است خاطره شعرهايي را كه هرگز نسروده بودم خاطره آوازهايي را كه هرگز نخوانده بودي

مصطفی

یه سری از حرفها هستند که امکان نداره بشه به گفتار تبدیلشون کرد ؛ این حرفا معمولا به اشک تبدیل میشن …

مصطفی

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم سبزه را با یاد روی سبزه ات سمنو به یاد شیرینی لبخندت سایه دانه به رنگ چشم هایت سرکه با یاد ترشی مهربانیت سیب با یاد تردیه گونه هایت سکه با یاد درخشش قلبت سیر با یاد تندی کلامت با همه خوبی ها و بدی هایت ... دوستت دارم عیدتون مبارک ..... به همه ی ارزوهای قشنگت برسی[گل]

مریم

آپم باخونه تکونی دلامون[گل][گل][گل]

رضا

خداوندا ! در این آخرین روزهای سال دل من و دوستانم را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده که هر کجا تردیدی هست ایمان، هر کجا زخمی هست مرهم، هر کجا نومیدی هست امید و هر کجا نفرتی هست عشق، جای آنرا فرا گیرد پیشاپیش سال نو مبارک

MoHaD3

یه وقتایی دلت میخواد یکی از پشت سر چشماتو بگیره و ازت بپرسه : اگه گفتی من کی ام ؟ تو هم دستاشو بگیری و بگی: هر کی هستی فقط بمون آپم عزیزم.......

رضا

زندگي كرديم اما باختيم/كاخ خودراروي دريا ساختيم*لمس بايدكرداين اندوه را/بركمربايدكشيد اين كوه را*زندگي را باهمين غم ها خوش است /باهمين بيش وهمين كم ها خوش است*زندگي راخوب بايدازمود/اهل صبر وغصه واندوه بود*باختيم وهيچ شاكي نيستيم/برزمين خورديم وخاكي نيستيم.

رضا

چند سالیست...در اتاقم را نیمه باز گذاشته ام ،مبادا بیاید و من ... از انتظار مرده باشم ... و او.. پشت در بماند! اسفند که هیچ...! فروردین را هم برایش دود کردم.. واو.....................................نیامد!