سر در گمم...

اومدم که فقط بنویسم نمیدونم از کجا یا از چی فقط خواستم حس غریب و درگیری این روزامو اینجا جا بزارم تا شاید کمی سبک بشم.دلم یه جایی انگار تو یه جای بدی از زمان گیر کرده کسی هم نمیتونه نجاتش بده!نمیدونم چطور  وکی اینجور اسیر شد که هر لحظه با کوچکترین حرف یا ناراحتی کوچولو انقدر شکننده شده که دیگه خودمم نمیتونم جمعش کنم از عهده خودمم خارج شده فقط میتونم بگم برا خودم متاسفمخنثی

در حالی که دارم سعی میکنم خودمو سخت نگه دارم که به اون لبه پرتگاه لعنتی نزدیک نشم ولی این احساسم با من بد کرده و یه جوری انگار همه بدبختی های من از همین احساس نشات میگیره.

بعضی وقتا دوست دارم با یه چیز سخت و سنگین بزنم تو سر خودم و دیگه اون لحظه هیچ برگشتی برام نباشه دیگه تموم بشه همه اون چیزایی که باعث ازار روحیم شده.

کاش ادم بیخیالی بودم ای کاش..............

سردم خیلی روحیم خستس دلم میخواد برم یه جایی  که خودم تنها باشم هیچ کس جز خدا دور برم نباشه.

همیشه این ارزو رو تو سرم داشتم و دارم و اگه تا لحظه ای که زندم به حقیقت نپیونده برام میشه یه عقده بزرگ که همیشه حسرتشو بخورم .

همیشه ارزو داشتم یه مزرعه یه باغ کوچولو داشته باشم فقط مال من باشه سر یه کوه  پر از سرسبزی باشه دور برمو تا چشم میچرخونم بلندی باشه و سبزه زار نگاه میکنم به اسمون حس کنم به خدا خیلی نزدیکم دستمو که به طرفش دراز میکنم دستمو بگیره وتنهام نزاره.یه رود تواون باغ باشه برم کنارش ساعت ها بشینم به صداش گوش بدم باهاش درد دل  کنم.خدایا دلم این تنهایی رو میخواد این تنهایی که از همه دور باشم و به خودت نزدیک باشم...با گریه مینویسم چون امروز خیلی غمگینم ....بع از ظهر که کلاسم تموم شد اومدم سمت خونه حس هیچ کسو نداشتم دوباره برگشتم سمت امام زاده عبدالله نزدیک خونمون زیارت کردم یه گوشه از حرمش خودمو جا کردم زانو زدمو گریه کردم 2ساعت بی وقفه نشستم و به خیلی چیزا فک کردم و گریه کردم میدونم خودمو میدونم واقعا از نظر روحی دارم عذاب میکشم خیلی عذاب اینو هیچکدوم از دور بریام متوجه نمیشن فقط خودم دردمو میدونم واقعا دارم عذاب میکشم خدایا دلم تنهایی میخواد منو به ارزوم برسون من هیچ کدوم از این ادم های بدی که رو زمین هستن رو نمیخوام همشون بهم بدی میکنن هیچکسو جز خودت نمیخوام ...خدایا فقط کمک کن من به اروزم برسم به اون خلصه که همیشه ارزوشو داشتم فقط خودم باشمو خودت خدایا دستمو بگیر ...

/ 38 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

منم از مردها بدم میاد...اشکمو در آوردن و قلبمو شکوندن....

محمد عباس آبادی

آدمهای رو زمین بد نیستند شاید شما داری بد فکر میکنی و انتظار بدی هم داری که آدمهای اطرافت رو بد میبینی ، بیشتر فکر کن و هیچوقت یکطرفه (فقط منافع خودت رو نبین) و زود قضاوت نکن.

محمد عباس آبادی

امیدوارم شما بتونید مردتون رو پیدا کنید و باقی عمر رو با او شریک شید و منم خیلی دلتنگ دخمرخالم نازنینم ببینمش و از دلتنگی در بیام.

محمد عباس آبادی

بهش گفت هفته ای يکبار چيز کن ، جواب داد من پول ندارم ، گفت پول نميخواد ، با تعجب جواب داد پس چرا اينکارو انجام ميدی؟!! ، زن تازه فهميده بود که کاری داره انجام ميده، و اون شخصی که چشم اميدش به زنه جايی ديگه داره از خدا خواهش ميکنه که زن هميشه شاد باشه در غيابش.

ح.ق

ویداااااااا[بغل]

ح.ق

خوبی؟:)

مریم

رسم ” خوب ” ها همین است حرف آمدنشان شادت می کند و حرف رفتنشان با دلت چنان می کند که هنوز نرفته، دلتنگشان می شوی . . .

قاصــــــدک مهربانی

الان چطوری؟

قاصــــــدک مهربانی

وای عزیزم داری باخودت چکارمیکنی خودتوازپامیندازیااول جوونی[ناراحت]