یکی پرسید دشوارترین مردن چیست؟

عشق فرمود:

فراق از همه دشوارتر است...

شاید تو این تاریکی محض,یکی هنوز بیدار باشه,یک ادم غریب

که سرنوشتش رو تفال زده به حافظ

یا یکی مثل من داره واسه یکی مثل تو یه چیزی مینویسه و از قطره های بلوری اشک

واسه واژه های اشفته ذهنش,جمله هایی ناقص و نامفهوم می سازه

یا یکی مثل......,قلمش رو کوک کرده تا از عشق و دوستی بگه

شایدم یکی تو این دم دمای صبح زمستانی سفره خاطراتشو پهن کرده

و جرعه جرعه اشک رو.....

شایدم سفرش رو جمع کرده و گذاشته باشه رو طاقچه بلند یادگاری تا مبادا.................


tags:
۱۳٩۱/۱۱/٧ | ۱:٤٧ ‎ق.ظ | ویدا... | نظرات ()