کاش سوی تو دمی رخصت پروازم بود

تا به سوی تو پرم بال و پری بازم بود

یاد ان روز که از همت بیدار جنون

زین قفس تا سر کویت پر پروازم بود

دیگر اکنون چه کنم زمزمه در پرده ی عشق

دور از ان مرغ بهشتی که هماوازم بود

همچو طوطی به قفس با که سخن ساز کنم

دور از اینه رخسار که همرازم بود

خواستم عشق تو پنهان کنم و راه نداشت

پیش این اشک زبان بسته که غمازم بود

رفتی و بی تو ندارد غزلم گرمی و شور

که نگاهت مدد طبع سخن سازم بود........


tags:
۱۳٩۱/۱۱/٢ | ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ | ویدا... | نظرات ()