چقدر حال وهوای  اردیبهشت رو دوست دارم بعضی وقتا انقدر حالمو خوب میکنه بعضی و قتا هم خیلی غمگینم میکنه یه جوری خاص مخصوصا وقتی اهنگ های خاص هم گوش بدی منم یه اد رمانتیک احساساتی زود جو گیر میشم چقدر این روزا هوا و روزگار 2نفرس ولی من تنهام...همین دیوونم میکنه.از همه دنیا من میخوام تنها سهم من باشه یه عشق پاک که اینم شده یه رویا....خدا یه فکری به حال ما کن....

روزها وهفته ها میگذرن من طبق معمول مشغولم یه خوبی که رشتم داره اینه که زیاد خوندی ندارم بیشتر کارام عملیه که اونم وحشت ناک وقت گیره بعضی وقتا گیج میزنم دور خودم چرخ میزنم ببینم میخواستم چیکار کنم الزایمر گرفتم خدا کنه حداقل این همه تلاش میکنم پیش خانوادم شرمنده نباشم تعریف از خودم نمیکنم ولی چون همه کارامو با عشق  علاقه انجام میدم همیشه تو کلاس نفر اولم و این برای من یه موفقیت محسوب میشه.

نمیدونم از کجا بگم یا چی بگم بعضی وقتا شده حرف  کم بیارید یا هرچی مینویسید دوباره که نه چند باره پاکش کنید الان من همین طوریم چندیدن بار نوشتم ولی پاک کردم واقعا واژه کم اوردم نمیدونم چی بگم پس همینجا تمومش میکنم و

سکوت اختیار میکنم اینطوری فک کنم برام بهتر باشه.

ببخشید اگه بهتون سر نمیزنم تورو خدا ناراحت نشید دوستای خوبم امیدوارم شرایط ودرگیری هامو درک کنید جبران میکنم.....

تو در خوابی باران میبترد اینجا مرا میشوید...زمین به طالع باران است...

و من بی کفن تر از هر ترانه ی خاموش ممنوع و پر تپش ایستاده ام...

و از دور نگاهت میکنم تنها....نگاهت میکنم....

این روزها حال هوای خاصی دارم خوب  نیست برام فقط چهره خودمو پیش بقیه خوب نشون میدم میگم و میخندم ولی همش به ظاهر دیگه بازیگر خوبی شدم میتونم ظاهر خودمو حفظ کنم به بقیه بفهمونم خوبم ولی در واقع نیستم فقط همین...تبل تو خالیم خیلی خالی...


tags:
۱۳٩۳/٢/۱٦ | ٥:۳۳ ‎ب.ظ | ویدا... | نظرات ()